رد کردن لینک ها

سر پا ماندن در بدترین شرایط ممکن

یک کشف در مورد افراد موفق نشان می دهد آنها زمانی که مردد و از خودشان نامطمئن بودند کمترین میزان تولید و بازدهی را در زندگی داشته اند. ظاهر ممکن است گمراه کننده به نظر برسد به همین دلیل می باشد که تلاش برای پیش بینی و سنجیدن مردم بر اساس ظاهر کاملا غیرعملی است. زمانیکه بر اساس ظاهر مردم قضاوت می کنیم، اکثر مردم اطراف ما به نظر خیلی از خود مطمئن، هماهنگ، ساده طبع، متمرکز، لطیف یا خوددار هستند.

راستش را بخواهید، همانطور که انتظار می رود وضعیت واقعی خیلی ناامید کننده است، یعنی ترس اکثر مردم را از درون متلاشی می کند. ممکن است بپرسید چگونه؟ من به این نتیجه رسیده ام که تمام اشخاص چیزی در خود دارند که من آن را ترس درونی نامیده ام. و همانطور که می گویند “در هر فردی یک بچه وحشت زده وجود دارد که ظواهر اصلا برایش مهم نیست”. این ترس باعث می شود تا شخص بسته به انتخابش به شکل مثبت یا منفی خود را شکل بدهد.

یکی از اشکال منفی آن کمبود اطمینان است. اکثر مردم اعتماد به نفس ندارند. بعضی ها حتی نمی توانند در مقابل دیگران صحبت کنند، در حالیکه دسته دیگر کاملا در خود فرو می روند و تعداد زیاد دیگری از آنها آنقدر جسور نیستند که بدون ترس از حرف مردم با آنها تعامل داشته باشند. چرا؟ علت عدم اطمینان، به خود است. مطمئن بودن از خود در یک مورد خاص نیازمند اعتماد به نفس می باشد. اعتماد به نفس جذابیت یک قهرمان است و آنها را از دیگران متمایز می سازد.

اعتماد به نفس یک ابزار برای سر پا ماندن در بدترین شرایط ممکن است. اعتماد به نفس عمدتا ۸۰% درونی توسعه می یابد در حالیکه ۲۰% باقیمانده بر پایه ارزیابی بیرونی است. یعنی ارزیابی مردم از توان ما برای انجام یک کار مشخص به نحوی که از دیگران بهتر انجام شود. ممکن است افراد توانایی انجام یک کار را داشته باشند اما فرصت اینکه آن را انجام دهند ندارند، تنها به این دلیل که هنوز به وسیله دیگران ارزیابی و یا کشف نشده اند. در حالیکه دیگران شاید خوب باشند اما تجربه کافی را نداشته باشند.

تجربه یک نقش حیاتی در بالا بردن اعتماد به نفس دارد، به این دلیل که تنها کسانی در مرمت کردن استاد می شوند که می شکنند. تجربه فرد او را خیلی شایسته و پراطمینان می کند. ساختن اعتماد به نفس یک قصه عامیانه یا وابسته به عنصر شانس نیست.

از آسمان ممکن است شانس ببارد اما اعتماد به نفس خیر. شما راه خود را برای به دست آوردن آن هموار می کنید. من تجربه اولیه خود را در سن ۱۲ ساگی فراموش نمیکنم. اغلب از من می خواستند که در مراسم کلیسا انجیل بخوانم. من درخواست آنها را رد می کردم و بهانه میاوردم و کشیش هم در این مورد سختگیری نمی کرد. یک روز یکشنبه زمانی که در صف مراسم بودیم به من اطلاع دادند که من باید کتاب مقدس را بخوانم چون شخصی که در لیست بود نیامده است.

من دوست داشتم که ناپدید شوم اما کاری از دستم ساخته نبود. وقتی در حال انجام مراسم بودم بدنم داغ شد و به این فکر میکردم که چه اتفاقی می افتد اگر نتوانم وظیفه ام را به نحو احسن انجام بدهم. در ذهن خود به حرفهای مردم در مورد خودم فکر میکردم. “نگاه کن؛ حتی نمیتونه درست بخونه” یا ” شاید صدای من عجیب به نظر برسه” یا “امروز اصلا مناسب لباس نپوشیده”. چیزهای مختلفی از فکرم عبور کرد. وقتی که کتاب رو در دست گرفتم، ابتدا با صدای لرزان شروع کردم اما در ادامه به تدریج متمرکز تر شدم.

من فقط نقطه پایان آخرین آیه رو به یاد دارم. بعد از مراسم چند نفری از من تعریف کردند، ” اوه، تو خیلی خوب میخونی”، ” وای! من هیچوقت نمیدونستم که اینقدر خوب کلمات رو ادا میکنی”. والدینم خیلی به من افتخار می کردند. من مطمئنم که همه شما یک تجربه مشابه من و یا بدتر از آن را داشته اید.

شما حتما حسی رو که وقتی اولین بار می خواستید برای جمعی سخنرانی کنید به خاطر دارید.

چگونه لرزیدید و وحشت زده شدید ولی وقتی ادامه دادید، بهتر شدید. بعضی از افراد اعتماد به نفس دارند اما به اندازه کافی خوب نیست.

من کسانی را دیده ام که در مدرسه به خوبی آواز می خوانند اما وقتی مخاطبانشان عوض شده، خود را بر روی صحنه باخته اند. با توجه به تحقیقات من کشف کردم که مردم نسبت به نوع مخاطبان خود عوض می شوند. در اعتماد به نفس آنها تمایلی برای جذب ترس، کنجکاوی یا اضطراب از ملاقات مخاطبان جدید وجود دارد. برای ثبات داشتن در بین انواع مختلف از مخاطبان، اعتماد به نفس ما باید کاملا رشد یافته باشد. هفت راه برای پرورش اعتماد به نفس وجود دارد که عبارتند از:

۱- خودتان را همانگونه که هستید قبول کنید

شما همانی هستید که هستید، پس آنرا قبول کنید. برای اینکه اعتماد به نفس را به دست آورید نیاز دارید که خود را بپذیرید، به همراه نقاط ضعف و قوت خودتان. اغلب در هنگام پذیرش خودتان است که برای یک تغییر بهتر تصمیم می گیرید. برای حرکت از موقعیت فعلی به شرایطی که باید به آن برسید، شما نیاز دارید سیستم افکار خود را به سمت کسی که می خواهید باشید تغییر بدهید. تمام آن ها تنها با قبول این نکته که در حال حاضر در بدترین حالت خود هستید امکان پذیر است.

۲- به خودتان دلیلی بدهید تا کامل نباشید

زندگی پر از اشتباه است و این اشتباهات هستند که باعث می شوند زندگی خوبی داشته باشیم، اگر از آنها یاد بگیریم. یک روش خوب برای ساختن اعتماد به نفس درس گرفتن از گذشته است. دفعه بعدی که کاری را کلا اشتباه انجام می دهید، به خودتان زیاد سخت نگیرید. اگر این حس بد نسبت به خودمان ادامه پیدا کند باعث ایجاد آثار منفی بیشماری برای شما می شود.

فراموش نکنید که طرز فکر شما، افکار و اعمال شما را تحت تاثیر قرار می دهد بنابراین زمانیکه احساس بدی دارید، فقط خاطرات بد را به یاد خواهید آورد و نسبت به خود و زندگیتان بی تفاوت می شوید. اگر این موضوع اتفاق بیافتد قطعا اعتماد به نفس خود را از دست می دهید.

۳- احترام خودتان را نگه دارید

ما اغلب با خودمان با لحن توهین آمیز صحبت می کنیم. در همه حال از کلمات توهین آمیز استفاده می کنیم مانند “من واقعا یک احمق هستم، من خنگم، من گیج هستم” و یک لیست بی انتها از این جور کلمات. این کلمات بار منفی دارند. بهترین راه برای تشویق، گفتن چیزهای مثبت به خوتان است. در اعتراف قدرتی هست که هرچه به خوتان بگویید با شما باقی می ماند. باید بدانید در این مورد افکار شما تفاوتی بین گفته های شما و دیگران قائل نمی شود.

آنها به طور حتم از دستورالعمل ها پیروی می کنند بدون توجه به اینکه چی کسی آنها را صادر کرده است. ما اعتماد خود را افزایش می دهیم وقتی به خود پاداش کلامی می دهیم، مانند ” آفرین به خودم” یا چیزی شبیه ” من بیشترین تلاش خودم را کردم تا به بهترین نتیجه برسم”.

۴- از ریسک های شتاب زده خودداری کنید

از همیشه عجله کردن در زندگی و رخدادها دست بکشید. هر زمانی که شما عجله دارید منتهی به روحیه پایین و احساس اضطراب یا کمبود اطمینان خاطر می شود. من همیشه به این موضوع اعتقاد داشتم که وقتی شما خواسته های خود را برآورده می کنید، معجزه اتفاق خواهد افتاد.

همیشه و در همه حال قبل از انجام یک کار خود را آماده کنید. اگر باید گزارشی را در جلسه ای توضیح دهید، درباره ارائه خود تحقیق و آنرا آماده کنید،. غذا و لباس خود را آماده کنید و همیشه وقت شناس باشید. آمادگی قبلی باعث می شود که شما آرامش داشته باشید و مثبت فکر کنید.

با این وجود، اینکه بتوانید قبل از ریسک خود را آرام کنید یک مهارت فوق العاده در زندگی و سبک زندگی شما می باشد. زمانیکه شما آرامش مطبوعی داشته باشید، مغز شما کمتر احساسی است و ذهن شما در یادآوری خاطرات خوب فعالتر است. یک فرمول عالی برای عامل موفقیت.

۵- نقاط قوت خود را بزرگنمایی کنید

شما حتما با من در مورد اینکه هر چیزی که ما در زندگی انجام داده ایم برای نیت بهتر بودن است موافق هستید. شما بیشترین تلاش خود را می کنید و بدون توجه به نتایج آن شایسته تقدیر هستید. اگر نتایج آنطور که می خواستید نبوده روحیه خود را از دست ندهید، اما در این لحظه خود را با دستاوردها تایید کنید.

۶- به تعادل برسید

نحوه نگرش شما نسبت به هر چیزی در زندگی بسیار پر اهمیت است. افراد با توجه به ظاهر و واکنش های ما درباره اعتماد به نفس ما قضاوت می کنند. هر زمان که ما در انظار عمومی ظاهر می شویم و تمرکز خود را بر اینکه بدترین حالت ممکن چه می تواند باشد بگذاریم موجب ایجاد یک اضطراب غیر قابل اجتناب می شود و از انجام کار جلوگیری می کند. ما باید یاد بگیریم زمانیکه نتایج غیرقابل پیش بینی هستند به یک تعادل نسبی دست پیدا کنیم.

آنها می توانند مثبت یا منفی باشند. اما اگر سعی کنیم در طرف مثبت تعادل باشیم همیشه موفق خواهیم شد زیرا بر روی نتایجی که می خواهیم تمرکز کرده ایم و احتمالا اتفاق خواهند افتاد. ما باید از انرژی خود برای پذیرفتن این نکته که حالت های بیشماری از نتایج وجود دارند استفاده کنیم و باید نسبت به آنها بی طرف باشیم زیرا بر روی هر چیزی که تمرکز می کنید بسط داده می شود. هربار که من با یک مخاطب در ارتباط هستم زمان تمرین برای لبخند، نگاه کردن به چشم ها و استفاده از زبان بدن است.

خنده نه تنها موجب ایجاد یک حس بهتر می شود، بلکه باعث می شود دیگران با من ارتباط بهتری برقرار کنند. اغلب مردم زمانی که در حال گفتگو هستند به زمین نگاه می کنند اما چشم در چشم شدن باعث تقویت حس اطمینان به خود می شود. زبان بدن شما به اندازه چیزی که می گویید اهمیت دارد. تنها یک عمل ساده مانند عقب دادن شانه ها (و جلو آوردن سینه) می تواند دیگران را تحت تاثیر قرار بدهد تا فکر کنند شما یک فرد با اعتماد به نفس هستید.

۷- مربی داشته باشید

مربیان و معلمان افرادی هستند که نحوه زندگی آنها به طور مستقیم و یا غیر مستقیم ما را تحت تاثیر قرار میدهند. این شامل سطحی از خودآگاهی و حضور می شود. زمانیکه ما در حال انجام کسب و کار خود هستیم مربیان با مشاوره و توصیه اطمینان ما به خودمان را بالا می برند.

من به یاد دارم که دردوران نوجوانی زمانیکه به کلاس رقص میرفتم، اغلب از معلم خود میشنیدم که می گفت “رسا صحبت کن”، “سرها بالا، صاف و کشیده!”. با هدف حرکت کنید و قدم بردارید. این با راه رفتن خمیده و سر رو به پایین خیلی متفاوت است که باعث می شود ما روحیه بدی داشته باشیم و مردم تصور منفی از ما داشته باشند. اعتماد را میتوان ساخت هنگامی که شما یک معلم اینگونه داشته باشید.

در آخر، هر کسی برای موفق شدن در چالش های زندگی که می تواند مربوط به کار، تجارت یا خانواده باشد، نیازمند اعتماد به نفس است. هر چه اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید لیاقت  شما بیشتر است که باعث می شود به بالاترین درجه موفقیت خود برسید، و این موفقیت شما را نسبت به بقیه مقدم تر می دارد و درنهایت این تقدم شما را کامل و غنی می سازد. شما توانایی این را دارید که به هر چیزی که دلتان میخواهد تبدیل بشوید.

بازگشت به بالای صفحه